تبلیغات
وحدت وب - ضرورت انس با موعود(ع)

مرتبه
تاریخ : شنبه 10 تیر 1391

برای رشد معنوی، حلقه ای از عشق و ارادت به یكی از قدیسان خداوند ایجاد كنید و هر روز این پیوند را قوی تر نمایید تا جایی كه احساس كنید لحظه ای از آن وجود مقدس دور نیستید. 1

جی پی وسوانی

عبارت فوق از یك عارف شبه قاره هند در قرن حاضر نشان می دهد انسانی كه هنوز بهره ای از آگاهی بر خویش دارد و دچار بحران هویت نگشته، برای اینكه خویشتن را از هرز رفتن نجات بخشیده و سكویی برای پرش داشته باشد چاره ای جز پیوند با یك قدیس ندارد، آیا انسان چنین نیازی ندارد؟ آنچه ما را به این نیاز خویش آگاه می كند و عطش شیدایی قدیس بزرگ را زنده نگه می دارد همانا داشتن منظر صحیح و بی غبار به زندگی و جهان هستی است. این قدم اول است و گام دوم شناسایی آن روح بزرگ و احساس خوبیها و عنایت اوست تا اشتیاق را برانگیزد و شوق پیوند دائم را برافروزد؛ زیرا اینكه من بدانم در بیرون از خانه كسی هست انگیزه ای و حركتی نمی آفریند اما اگر بدانم آنكه در می زند محبوب من با ویژگیهای دلپسند من است، آنگاه خیز برمی دارم و از اینجا رابطه «هست» و «باید» هم به طور جدی درك می شود. 2 آدمی كه از هویت خویش و هستی غافل است انتظاری ندارد و فقط به تأمین معاش می پردازد.

انتظار در بینش مترقی شیعی دقیقاً حاصل درك صحیح از انسان و هستی است. انسان منتظر به قدر و ارزش و پیچیدگی وجود خویش و نظم و زیبایی جهان پی برده و برای این اساس به دنبال راهبری است كه توانایی رهبری او را داشته باشد. آدمی كه قدر و ارزش خود را نمی داند جاهل است گرچه مسلح به دانش روز باشد. چنانكه امیر مؤمنان علی (ع) فرمود:
كفی بالمرء جهلاً أن لا یعرف قدره. 3
برای نادانی شخص همین بس كه قدر و ارزش خود را نشناسد.

چنین انسانی به دنبال آداب و نظمی بر رفتار خویش نیست در حالی كه انسان خودآگاه منتظر كه نظام هستی و تناسب و زیبایی آن 4 را یافته می داند كه نمی توان بدون هماهنگی با نظم هستی زیست.

از همین جاست كه منتظران به حالت «اشفاق» 5 توصیف شده اند. اشفاق حالتی مركب از ترس و بیم و احساس نیاز است. 6
نتیجه این حالت همان دغدغه ای است كه برای رهبری صحیح پیدا می شود و او كسی جز امام نیست. امام (ع) بنا بر مبانی شیعی دارای مقام عصمت است. عصمت تركیبی از دو خصلت آگاهی و آزادی است. آگاهی امام (ع) و آزادی او به ویژگی ارجمندی می پیوندد كه دلسوزی تمام نام دارد. او به شدت حتی بیش از خود ما با ما مهربان و شفیق است. چنانكه امام صادق (ع) خطاب به «زید شحّام» می فرماید:
والله یا زید إنّی أرحم بكم من أنفسكم. 7
به خدا قسم من از شما به خودتان مهربان ترم.

نشانی از آگاهی


مردی به نام رمیله می گوید:
در زمان خلافت امیر مؤمنان علی (ع) دچار بیماری شدیدی شدم، اما در روز جمعه ای احساس بهبوید نموده و گفتم بهتر است به نماز امام (ع) حاضر شوم، اما هنگامی كه نماز خواندم و برای سخنرانی امام (ع) نشستم ناگهان دوباره احساس ناراحتی نمودم، اما صبر كردم تا سخن امام (ع) پایان یافت. هنگام خروج از مسجد، امیرالمؤمنان فرمود: «تو را دیدم كه از درد به خود می پیچیدی». من داستان خود را باز گفتم. امام (ع) فرمودند: «ای رمیله! هر مؤمنی كه بیمار می شود، ما با بیماری اش رنجور می گردیم و با غم او غمگین می شویم و دعایی نمی كند مگر برایش آمین می گوییم و هنگامی كه ساكت باشد برایش دعا می كنیم». من به ایشان گفتم: «ای امیرمؤمنان! خدا مرا فدایت كند، آیا این توجهات شما برای كسانی است كه در حیطه حكومت و نظر شما هستند؟» پاسخ داد: «ای رمیله! هیچ مؤمنی، چه در شرق زمین و چه در غرب زمین از نگاه ما غایب نیست.» 8

و امام زمان (ع) می فرماید:
فإنّا یحیط علمنا بأنبائكم.
دانش ما به اوضاع و احوال شما احاطه دارد. 9

چرا چنین نباشد و حال آنكه موعود(ع) به علم ریزان و سرشار توصیف شده است:
ألسلام علیك أیّها العلم المنصوب و العلم المصبوب. 10
سلام بر تو ای پرچم افراشته و علم ریزان و سرشار.

نشانی از رهایی و آزادی


امام (ع) وابستگی ندارد، وجودی مطهر است 11 كه از آدمها پلی برای خود نمی سازد. او دست آدمی را گرفته و از خاك به افلاك می كشاند. امیرالمؤمنان (ع) به هنگام بیعت مردم با ایشان فرمودند:
لیس أمری و أمركم واحد إنّی أریدكم لله وأنتم تریدوننی لانفسكم. 12
هدف شما با من هماهنگ نیست من شما را برای خدا می خواهم و شما مرا برای خود (اهداف حقیر) می خواهید.

بنا بر آنچه گذشت امام موعود(ع) احیاگر هویت حقیقی انسان است و چنین است كه گسترش عقل انسان كه به انتخاب صحیح می انجامد از برنامه های اصلی امام موعود(ع) است. او دست مهر بر سر انسانها كشیده و عقول را به كمال می رساند و انضباط روحی در انسان شكل می گیرد. 13 در نتیجه هویت واقعی خویش را می یابد و آن وقتی است كه از تنزل و تنوع رهیده به تحرك می رسد و آن ویژگی انسان منتظر است كه به برترین هدف (سبحان ربی الاعلی) روی آورده و در انتظار ابرمردی می نشیند كه یادآور این مقصد و برپا كننده حاكمیتی در این حد است. در دعای ندبه می خوانیم:
المذكّر بك و بنبیك.
او یادآور تو و پیامبر توست.
آری فاتح دروازه عبودیت و رهایی انسان از عبودیتهای حقیر و ذلت بار اوست.
أین باب الله الذی منه یوتی.
كجاست آن در خدایی كه از او وارد می شوند. 14

برخی ویژگیهای شوق برانگیز او عبارتند از:
عزیز كننده دوستان و خوار كننده دشمنان خدا؛
وسیله پیوند زمین و آسمان (پیوند انسان با خدا)؛
جوینده خون شهید كربلا؛
صدرنشین قلّه نیكی و پرهیزكاری ؛
هماهنگ كننده انسانها براساس تقوی ؛
زاده بدرهای درخشان ؛
زاده ستاره های نورانی ؛
زاده دانشهای كامل ؛
زاده دلیلهای آشكار. 15

این است كه همه انسانها، نه فقط شیعیان به انتظار اویند بلكه او آرمان هر دل باورمند از مرد و زن است كه در فراقش می نالند كه:
بنفسی أنت أمنیه شایق یتمنّی من مؤمن و مؤمنه ذكرا فحنّا. 16
جانم فدای آنكه آرمان هر مرد و زن مؤمن است كه فریادش می كنند.
فقط اسمها فرق می كند یكی او را «مسیح» و دیگری او را «مهدی» می نامد.
اما همه جان به كف گرفته و برایش فدا می كنند. به او كه با همه غیبت بیرون از ما نیست (مغیّب لم یخل منّا) آن دور از وطنی كه كناره از ما نگرفته (من نازح ما نزح عنّا).

پس جانم فدای آن بنیاد اصیل كه هم طرازی ندارد:
أثیل مجد لایجاری. 17

نمونه هایی كوچك از پاسخ آن میر مهر


1. آیت الله بدلا(ره) از علمای متقی و مدرسان راحل حوزه می گوید:
روزی با اتوبوس عازم مسجد جمكران شدم، عده زیادی از جوانها در ماشین بودند، با هم به مسجد جمكران می رفتیم. بعد از نماز و دعا موقع برگشتن باز با هم همراه شدیم. یكی از جوانها كه از نظر اخلاق و ادب و لباس خوب نبود به جوان دیگری گفت: من چهل شب چهارشنبه آمدم چیزی ندیدم. من خیلی ناراحت شدم. گریه ام گرفت، گفتم: یا صاحب الزمان به من كمك كن یك حرفی بزنم كه به دل این جوان اثر كند، یك مرتبه این شعر به دلم افتاد:
پاك كن دیده و آنگاه سوی آن پاك نگر چشم ناپاك كجا دیدن آن پاك كجا

بعد از مدتی آن جوان آمد و گفت: چشمم را پاك كردم و آن عادت را ترك نمودم و باز چهل شب چهارشنبه به مسجد جمكران رفتم و نتیجه نگرفتم. سؤال كردم: برای چه رفته بودی ؟ در پاسخ یك حاجت مبتذلی را ذكر كرد. گفتم دلت را پاك كن و اخلاص داشته باش تا نتیجه بگیری. بعد از مدتی دوباره آمد و گفت: چهل شب دیگر رفتم همانطور كه فرموده بودید عمل كردم، با قلب پاك و اخلاص عمل تا الحمدلله از مسجد و عنایت آقا امام زمان (ع) حاجتم را گرفتم.
این موارد نشان می دهد كه دادن حاجت هم بهانه ای است. مقصد رشد و هدایت است كه با هدف آفرینش هماهنگ است. 18

2. نگارنده در اتومبیلی كه به سوی جمكران می رفت سوار شدم راننده برایم چنین گفت:
شبی مسافری پیشنهاد دربستی داد و من او را سوار نمودم. هنگام طی مسیر، مسافران كنار خیابان صدا می زدند جمكران! و مسافر من می گفت سوار كن. چند نفری را سوار كردم ولی به عنوان گلایه گفتم: شما گفتید دربست! پاسخ داد نگران نباش كرایه دربست را هم بگیر. مسأله مهمی نیست، من آنقدر به این آقا مدیونم كه این خرجها ارزشی ندارد. وجودم پرسش شد كه می شود به ما هم بگویید. نفسی تازه كرد و گفت: مثل همیشه در محل كسب خود كه جاذبه تجاری خوبی هم دارد نشسته بودم و گاه با مشتریان به ویژه زنان و دختران خوش و بش می كردم. ناگاه دوستی قدیمی وارد شد و با هم مشغول گفت وگو شدیم. او از برخوردهای من ناراحت بود؛ حق هم داشت. من تا گلو در فساد و تباهی فرو رفته بودم دوستم با لحنی همراه شماتت و دلسوزی گفت: تا كجا می خواهی بروی ؟ آخر نمی دانی ما امام زمان (ع) داریم و او از حال ما باخبر است ؟ گفتم: من معتاد گناهم! اگر می تواند نجات دهد. گفت: آخر تو خودت هم باید كاری كنی... گفتم: مثلاً.... گفت: به جمكران بیا. گفتم: اگر كار به یك جمكران درست است خوب، برویم.

آن شب چهارشنبه به سوی قم حركت كردیم. حس غریبی داشتم از یك طرف كشش گناهان و لذتها مرا وسوسه می نمود، از طرفی احساس می كردم چیزی در حال وقوع است. اما حالا آمده بودم به مسجد رسیدیم وضویی گرفتم. بعد از مدتها غفلت چه حس شادمانه ای داشت. به مسجد پا نهادم. مثل جنینی بودم كه حركتهای روز تولد را انجام می دهد. نمازها را خواندم و از سجده ای كه صد صلوات می فرستند فارغ شدم دیگر گفت وگویی نكردم. دعایی نداشتم ؛ زیرا چنان در نشئه شیرینی و لذت این نماز و توسل بودم كه خواسته ام به نتیجه رسیده بود. دوباره متولد شده بودم اكنون پنجمین هفته است كه می آیم. یكی از شبها كه دوباره به همان بزمها دعوتم كردند. گفتم دیگر نمی آیم من لذتی چشیده ام كه با هیچ چیز عوض نمی كنم. آری امام موعود(ع) آن شب همه سلولهای وجودم را تسخیر كرده بود. او ابدیت مرا امضا نمود حالا این خرجهای كوچك ارزشی دارد؟

شایان ذكر است كه این جذبه ها از كارهای مقام امامت و به ویژه امام موعود(ع) است چنانكه در قرآن آمده است:
و جعلناهم أئمّه یهدون بامرنا. 19
ما آنها را امام قرار دادیم كه به وسیله امر ما مردم را هدایت می كنند.

علامه طباطبایی (ره) در ویژگی این نوع هدایت می فرمایند:
از اینگونه آیات استفاده می شود كه: امام علاوه بر ارشاد و هدایت ظاهری، دارای یك نوع هدایت و جذبه معنوی است كه از سنخ عالم امر و تجرد می باشد و به وسیله حقیقت و نورانیت باطن ذاتش در قلوب شایسته مردم تأثیر و تصرف می نماید و آنها را به سوی مرتبه كمال و غایت ایجاد جذب می كند. 20
تحول روحی كسانی چون یولی دختر چینی و دكتر صائب اسیر عراقی و... به وسیله حضرت حجت (ع) از این مقوله اند و این درخت سبز هر روز میوه می دهد.

3. یكی از دوستان طلبه كه دارای صفات خوبی چون تقوی و صداقت و اخلاص نیت است برای نگارنده تعریف نمود:
برای مسأله ازدواج اقدام كردم و به نتیجه رسید و روز خرید عروسی تعیین شد. آن روز مدرسه بودم و پولی هم نداشتم كه به خانه بروم. دلم گواهی می داد كه اگر بر سر تكلیف و وظیفه باشیم مولایمان امام مهدی (ع) ما را تنها نمی گذارد.

بعد از تعطیلی درسها به خانه رفتم. هنگام ورود خواهرم با شتاب پیش آمد فكر كردم می خواهد اعتراض كند كه چقدر بی فكری! اما با آرامش گفت: خوب كردی پول فرستادی باید تا بعد ازظهر خرید می كردیم. گفتم پول رسید؟ گفت: آری! دوستتان آمد و گفت این پول مال فلانی است. روی آن نوشته بود هدیه امام زمان!
دوستمان می گوید بعد از چند سال هنوز ندانسته ام كه چه كسی آن پول را آورد.

دل می رود ز دستم صاحب زمان خدا را       بیرون خرام از غیب طاقت نمانده ما را
ای كشتی هدایت از غرق ده نجاتم                     شاید دوباره بینم دیدار آشنا را
ده روز چرخ گردون افسانه است و افسون           یك لحظه خدمت تو بهتر ز ملك دارا
21



پی نوشتها:


1.جی پی وسوانی، با خالق هستی، ترجمه مقدم.
2.علی صفایی، درسهایی از انقلاب، ج اول.
3.خطبه 16، نهج البلاغه.
4.ر.ك: سوره نمل (27) آیه 88: «و تری الجبال جامده و هی تمرّ مرّ السحاب صنع الله الذی أتقن كلّ شی ء إنّه خبیر بما تفعلون»؛ و كوهها را می بینی [و] می پنداری كه آنها بی حركتند و حال آنكه ابرآسا در حركتند، [این] صنع خدایی است كه هر چیزی را در كمال استواری پدید آورده است. در حقیقت او به آنچه انجام می دهید آگاه است.
5.ر.ك: سوره شوری (42) آیه 18: «یستعجل بها الذین لا یؤمنون بها والذین امنوا مشفقون منها و یعلمون أنها الحق...»؛ كسانی كه به آن ایمان ندارند شتابزده آن را می خواهند و كسانی كه ایمان آورده اند، از آن هراسناكند و می دانند كه آن حق است.
6.فرهنگ عربی، فارسی، ماده شفق.
7.محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج 47، ص 143، ج 197.
8.شیخ عباس قمی، سفینه البحار، ج 3، ص 408.
9.بحارالانوار، ج 53، ص 175.
10.زیارت آل یاسین.
11.سوره احزاب (33) آیه (33): «إنّما یرید الله لیذهب عنكم الرجس أهل البیت و یطهّركم تطهیرا»؛ خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاك و پاكیزه گرداند.
12.نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 136.
13.لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 607، به نقل از امام باقر(ع): «إذا قام قائمنا وضع الله یده علی رؤس العباد فجمع بها عقولهم و كملت بها أحلامهم»؛ هنگامی كه قائم ما به پا خیزد، خداوند دستش را بر سر بندگان می گذارد و بدین وسیله عقلهای آنها افزایش یافته و خردهای آنها به كمال می رسد.
14.دعای ندبه.
15.همان.
16.همان.
17.همان.
18.میر عظیمی، مسجد جمكران تجلیگاه صاحب الزمان (ع)، ص 80.
19.سوره انبیاء(21) آیه 73.
20.سیدمحمد حسینی طباطبائی، شیعه در اسلام، ص 260.
21.فیض كاشانی.


منبع: ماهنامه موعود

 



طبقه بندی:
ارسال توسط مهاجر
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی

Enter your email address:

Delivered by FeedBurner